گلابتون غمگین
اینجا تنها جاییه که میتونم توش راحت حرف بزنم حتی اگه هیچکس نخونه ولی برام مثل یه دفتر خاطراته که توش غم و شادیهامو فریاد میکنم
تو ده سال اخیر یکی دوبار رابطه جدی داشتم ولی هیچکدوم موندگار نشدن گاهی فکر میکنم من مشکلی دارم که همه میرن! اما میبینم جز عشق و توجه چیزی به طرفم ندادم شاید مشکلمم همین بوده. روانشناسم میگه نباید اینقدر خودتو خرج کنی باید تعادل داشته باشی اما من تعادل بلد نیستم یهو همه قلب و روح و وقتمو میدم به طرف مقابلم بعد یه مدت اونم سرد و معمولی میشه و این منو اذیت میکنه
الانم بعد دو سال کنار کسی که دوستش دارم مدام داریم بحث و دعوا میکنیم که چرا حواست به من نیست چرا برام وقت نمیذاری چرا دوست داشتنتو نشونم نمیدی اونم مدام میگه تو توقعت زیاده من سرم شلوغه تو نق میزنی و....
خب من گناهم چیه که دلم میخواد کنارم باشی؟ برام وقت بذاری و بیای پیشم؟
این حداقل خواسته آدمه از کسی که دوستش داری
اما اینم ندارم
سه روزه که حرف نزدیم و من تصمیم گرفتم حرف نزنم و حالم بد میشه بابت این تصمیم
نمیدونم باید چیکار کنم؟ ترکش کنم یا ادامه بدم با این شرایط؟