پاییز جان آمده
بلاخره تابستون گرم و داغ تموم شد و پاییز زیبا رسید.نسیم خنک امروز صبح روحم رو جلا داد خدا کنه پاییز برای همه مردم پر از حال خوب و آرامش و برکت باشه.
پدرمادرم دو هفته ای پیش من و خواهرم بودند و پریروز صبح خواهرم بردشون ولایت.چون ماشین خودش خراب بود مال منو برد و امروز برگردوند.
مهمونداری خوب بود اما خسته هم شدم مخصوصا شب آخر که کلا کلافه و عصبی بودم به خاطر دیر اومدن خواهرم اما هر چی بود گذشت.
دیگه همه جا رو تمیز کردم و ملافه ها رو شستم و برگشتم به زندگی جاری خودم.
هنوز باشگاهمو نرفتم ایشالا از هفته آینده دوباره شروع میکنم.
خسته م و نیاز دارم یه مدت کلا کسی رو نبینم و جایی نرم.
چند تا آزمایش و سونو و چکاپ دارم که باید انجام بشه
و دیگه سفرهامم که سه ماه تعطیل بود میخوام شروع کنم
+ نوشته شده در سه شنبه ۱ مهر ۱۴۰۴ ساعت 12:32 توسط گلابتون
|